تبليغاتX
عطار نامه

عطار نامه

خاک..


خرداد می‌آید. این را نه تقویم که مهمان‌های برنامه‌های شبکه‌های مختلف صدا و سیما می‌گوید. 

باز هم خرداد آمد و سوم آن.. باز هم هندوانه‌هایی که قرار است جا ساز شود زیر بغل مردمی که نمی‌دانم درجه چندم هستند.

تقریبا یک ماه است  خاک در خوزستان هست با شدت و ضعف‌های مختلف با سر دردهای عجیب با سرفه‌های طولانی با دل‌پیچه‌های شدید با آسم‌های گزارش شده اما همین که قرار است به تهران بیاید و هنوز نرسیده اخبار سراسری اعلام می‌کند که تهران در معرض گرد و خاک و پیش بینی تعطیلی مدارس و اداره‌جات را می‌دهند و اینجاست که حرص آدم را در می‌آورد این رسانه به اصطلاح ملی ما. دوست داری به زمین زمان بد و بیراه بگویی.

می دانید اختلاف فرهنگی چگونه بوجود می‌آید ..؟؟

می دانید شکاف فرهنگی چگونه بوجود می‌آید..؟؟

می دانید اختلاف طبقاتی چگونه بوجود می‌آید..؟؟

می دانید چگونه انقلاب می‌شود..؟؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 16:11  توسط عطار  | 

زردی جات..

برای اینکه بتوان کاری را در نهایت آرامش انجام داد بدون اینکه افکار عمومی را متوجه خود کنی، باید کاری بکنی که افکار را به بهترین نحو انحراف بدهی و بوسلیه تبلیغات آن موضوع انحرافی را دغدغه اول جامعه و مردم قرار دهی.

فوتبال و سینما دو گزینه و البته بهترین گزینه‌ها برای انحراف افکار عمومی است. مثلا کدام بازیگر با کدامشان ازدواج کرده، چه کتابی می‌خواند، تعطیلات کجا می‌رود، از چه کسی طلاق گرفته، چه می‌پوشد، در کدام رستوران غذا می‌خورد و  . . .

برای بازیکنان فوتبال هم همین طور مثلا: چه ماشینی سوار می‌شوند، فوتبال را طبق معمول از کدام زمین خاکی شروع کرده‌اند، مربیشان که بوده، از نمیکت نشینی ناراحت است یا خوشحال، اوضاع مصدومیتش چطور است، آیا به بازی بعد می‌رسد یا نه و  . . .

متاسفانه ما هم دچاریم به این زردیات و مجبوریم در 20:30 ببینیم و ناراحت شویم برای رضا داوود نژاد که رژیم غذایی او به بن بست خورده و شاید به خاطر مصرف قرص‌های ماهواره‌ایی کبد او از کار افتاده و یک تیم از واحد مرکزی خبر در بست به بیمارستان می‌رود اما از رضا برجی که قطعا می‌دانم که نمی‌دانید کیست گوشه بیمارستان افتاده و کیست که یک خبر نگار طرح کادی را برای او بفرستد.

از مادر قصه‌های مجید به عنوان "مادر ایران" در مجله خبری یاد می‌کنند اما مادر شهید محمد جواد تندگویان همزمان با مادر قصه‌های مجید فوت می‌کند و خبری از این مادر وزیر دوران جنگ نمی‌شود.

عید ما را با خبر علی دایی خراب می‌کنند و به خاطر بی قانونی محض و سرعت بالای 185 کیلومتر بر ساعت برای او هلی‌کوپتر اختصاصی می‌فرستند که او را مستقیم به بیمارستان ببرد و نمایندگان ملت برای عیادت وی حاضر می‌شوند اما همزمان با علی دایی سه نفر از پاسداران اسلام  برای حفظ امنیت کشور در منطقه کردستان شهید می‌شوند در حرم حضرت معصومه تشیع می‌شوند اما تلوزیون ما برای اینکه خاطر مردم ما در این عیدی آزرده نشود انگار نه انگار.

90  و هفت را با بودجه کاملا دولتی و نفتی روی آنتن می‌فرستند (گذشته از محتوای برنامه که کاملا زرد است)  هیچ محدویت کنداکتوری ندارند اما در کوران فتنه برنامه ایران 88 را با اجرای زیبای یامین پور به خاطر فوتبال تاتنهام و بلک برن قطع می‌کنند تازه گزارشگر فوتبال از تاخیر 3 دقیقه‌ایی عذر خواهی می‌کند و اطمینان می‌دهد که حادثه خاصی در این 3 دقیقه رخ نداده است.

جالب است شب های جمعه که دعای کمیل وارد است در کمال وقاحت زیر نویس می کند  ""دعای کمیل.....2.30 صبح""

چقدر گفتنی ها زیاد است..


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:50  توسط عطار  | 

کارگر و فوتبال

 

در روزگار ماضی که یک ثانیه فوتبال اعم از داخلی و خارجی از دستم نمی‌رفت، تا الان که چی بشه یه اخبار ورزشی یا موقع خواب یا تو مهمونیی که TV روشن باشه فوتبال ببینم ، همیشه می‌گفتن وقتی می‌خوان به یه تیم شوک وارد کنن یا مدیر عامل عوض می‌شه یا مربی یا هرکار معمول دیگه. بهترین شوکی که تا حالا دیدم شوکی بوده که به منچستر سیتی وارد شده و خرید عجیب یک عرب اماراتی.

یه رابطه مستقیمی وجود داره بین پیشرفت و پول که هر چه  بیشتر پول خرج کنی بیشتر پیشرفت می‌کنی. اما بحث ما در مورد فوتبال ایرانه، راستش اصلا نمی‌خواستم فضای وبلاگم رو با مسائل زرد آلوده کنم ولی از اونجا که این فوتبال توسط پول نفت و گاز و مالیات عیدی و مالیات حقوق قانون کار ما ارتزاق می‌کنه، لازم می‌دونم که بنویسم و اعتراض خودم رو نشون بدم و این تنها کاریست که از دستم بر میاد.

کارگران لوله سازی اهواز 34 ماه است حقوق نگرفته اند.

اگه حقوق کارگر رو از 34 ماه پیش تا الا 450 هزار تومان و تعدا کارگران یک کارخانه  را250 نفر فرض کنیم حقوق 34 ماه آنان تا الان می‌شود. (450000×34×250 ) برابر میشه با سه میلیارد و خورده ایی اصلا 4 میلیارد نه 5 میلیارد..

5 میلیاردی که حداقل 2000 نفر رو تو 34 ماه نون میده تو فوتبالی که ادعا میشه یک سفیر فرهنگی قوی است و آخرش از اون محمد نصرتی و شیث رضایی و سکوهای  تماشاگر نما ها !!! از اون خارج می‌شه فقط باشگاه پرسپولیسش در سال 88  8میلیارد اونم تو 12 ماه پول خرج می‌کنه که نمی‌دونم چقدرش میره تو جیب دلالها..

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:45  توسط عطار  | 

درد..

 

یه هم خوابگاهی داشتیم  که از نظر اعتقاد تقریبا به هیچ کس و هیچ چیز اعتقاد نداشت. بدنساز و اهل ورزش بود. تو خوابگاه گیر دو تا رفیق افتاد که هر چند ساعت یه بار به صورت کاملا تفننی مواد مخدر مصرف می‌کردن. دم پر شدن طرف با این آدم ها همانا و اعتیاد به کراک هم همانا تا اینکه  ترم بعد ، بعد از دو هفته دیگه خوابگاه پیداش نشد. پی گیر که شدم فهمیدم که بر اثر مصرف زیاد کراک سیستم ایمنی‌ش بسیار ضعیف شده و قارچ های پوستی‌ش و کیست‌های داخلیش فعال شدن و حالش وخیمه. با یکی از رفیقام رفتیم تهران خونشون. وارد اتاق که شدیم یه تخت خواب دیدیم با یه پایه سرم و پرچم‌های یا ابالفضل و یا حسین و یا زهرا و یا مهدی و آیه الکرسی و . .

دیدیمش و براش آرزوی سلامتی کردیم  و اومدیم بیرون. تقریبا همه راه برگشت به قم رو من و رفیقم ساکت بودیم. تا اینکه نزدیکی‌های دریاچه نمک (حوض سلطان) هادی سکوت رو شکست و گفت: تو هم داری به همون چیزی فکر می‌کنی که من فکر می‌کنم..؟؟  گفتم: من که دارم به پرچم‌ها و پررویی انسان فکر می‌کنم . هادی گفت: منم دقیقا به همین فکر می‌کردم.

 دیشب که رفته بودم تو خیابون که ایکاش نمی‌رفتم این خاطره یادم اومد. مردمی رو دیدم که انگار نه انگار شب شهادت دختر پیامبر ، همسر علی ، مادر حسن و حسین و زینب و مادر امامی است که ما هر بعد از ظهر جمعه خودمون رو برای اومدنش با اس ام اس خفه می کنیم یا نیمه شعبانش از همه‌ی روزا بیشتر گناه می‌کنیم.

با این وضع نه زمینه ظهور فراهم میشه نه آبی از ما گرم.. خودمون رو دلخوش به چنتا اس ام اس هم نکنیم  که فقط خرجمون بالا میره..

  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:12  توسط عطار  | 

خدایا تنها تو یاور مایی..

بعد از آن که مریض شد دوستش شد همه کاره اش.. تقریبا همه کار های او را انجام می داد. از پرستاری تا سفر های درمانی به تهران تا لگن گذاشتن تا این مطب و آن مطب رفتن تا سر و کله زدن با داروخانه ها برای پیدا کردن دارو تا همه کار.. از اوایل شهریور که بیماری خود را نشان داد تا اواسط بهمن ماه که بر اثر سرطان مرد.. می گفت چقدر دنبال قبر گشتیم تا یک قبر خوب پیدا کردیم.. آخر سر هم خودش با یک روحانی متوفی را به دورن قبر گذاشتند  و بقیه ماجرا..

بعد از دو ماه،،، چند روز پیش برای کاری به بیرون از شرکت رفتیم که موقع برگشت گفتم: قبر فلانی قطعه چند بود تا برویم و فاتحه ایی بخوانیم..؟؟ بعد از چند دقیقه فکر کردن گفت : یا 14 یا 5،، 100 متر مانده به دیوار..


امام علی (ع): فی کل نظرة عبرة.  در هر نگاهی عبرتی است.



+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 15:53  توسط عطار  |